السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
79
تفسير الميزان ( فارسي )
كار رفته است . « 1 » به هر حال آيه مورد بحث يكى ديگر از آثار سوء انكار بعث مشركين را بيان مىكند و آن اثر سوء عبارت است از اينكه به زودى به طور ناگهانى قيامتشان قيام نموده و ناله شان به حسرت بر دنيايى كه مفت از دستشان رفته بلند شده ، گناهان را كه آن روز به صورت بارى سنگين مجسم مىشود به دوش خواهند كشيد . و اين خود پستترين و دشوارترين احوال آدمى است و بد بارى است كه به دوش مىكشند ، يا بد گناه ، و يا بد وزر و وبالى است كه حمل مىكنند . و اين آيه ، يعنى آيه * ( « قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّه » ) * به منزله نتيجه اى است كه از جمله * ( « وَقالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا . . . » ) * گرفته مىشود و آن اين است كه مشركين با عوض كردنشان راحت آخرت و مسرت لقاء اللَّه را با انكار بعث و عذاب اليمى كه از لوازم آن است خود را خاسر و زيانكار كردند . * ( « وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ . . . » ) * اين آيه تتمه كلام قبلى است كه در آن بيان مىكند حال حيات دنيوى و اخروى و مقايسه بين آن دو را ، و اينكه حيات دنيوى « لهو » و « لعب » است و بس ، زيرا كه اين زندگى چيزى جز يك سلسله عقايد اعتبارى و غرضهاى موهوم نيست ، و چون لعب هم عبارت است از سرگرمى به موهومات ، بنا بر اين دنيا نيز يك نوع لعب خواهد بود . و از آنجايى كه آدمى را از مهمات حيات اخرويش كه حيات حقيقى و دائمى است بازمىدارد ، و لهو هم چيزى است كه آدمى را از مهماتش بازمىدارد ، پس دنيا هم نوعى لهو است . و اما اينكه چرا دار آخرت خير است آن هم تنها براى متقين ؟ جهتش اين است كه دار آخرت حياتى است حقيقى و ثابت ، و چنين حياتى جز براى متقين دست نمىدهد ، از اين جهت فرمود : « خير است براى متقين » . بحث روايتى در تفسير عياشى از هشام بن سالم از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه فرمود : خداى تعالى در روز قيامت اين قدر عفو مىكند كه احدى تصور آن را نمىكند ، حتى مشركين هم به طمع افتاده و مىگويند : * ( « وَاللَّه رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ » ) * . « 2 »
--> ( 1 ) مفردات راغب ص 521 ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 357 ح 15